پنج دلیل برای این که چرا باید بیشتر مطالعه کنیم؟

۷۷۱ بازديد
  • افزایش سطح توانایی‌های گفتاری
   قطعاً تاکنون برای شما پیش آمده است که هنگام صحبت با دوستان، آشنایان و حتی خانواده خود، نتوانسته‌اید حق مطلب را به خوبی ادا کرده و مفهوم را انتقال دهید. همین امر، موجبات کاهش اعتماد به نفس شما را فراهم می‌آورد؛ بخصوص زمانی که مثلاً با اساتید خود در دانشگاه هم کلام می‌شوید و یا در مجالس رسمی حضور می‌یابید. آنجاست که یا باید از مواجهه با چنین شرایطی دوری گزینید یا فکری اساسی بکنید. بی‌شک خودتان هم متوجه شدید و شاید هم شرمسار. دارویی بس گران با هزینه‌ای ناچیز. اثرات «مطالعه کتاب» را کمتر از دو هفته خواهید دید. بخوانید بخوانید و بخوانید...
  • افزایش تمرکز
   بسیاری از افراد مشتاقانه در مورد فواید مطالعه کتاب صحبت می‌کنند اما به محض این که کتابی را در دست می‌گیرند آن را بسته و به خاک کتابخانه‌شان می‌مالند. این افراد به قطع و یقین برای توجیه این عمل از دغدغه‌هایی سخن به میان می‌آورند که در بدترین شرایط برای هیچ بشری وجود خارجی نداشته و شما ناچار باید دستمالی بردارید و اشک‌هایشان را پاک کنید. اما اراده‌ای می‌خواهد و همتی. کمی صبور باشید. روزی یک دقیقه هم به میزان مطالعه‌تان بیفزایید، کفایت می‌کند. به وضوح مشاهده خواهید کرد که چگونه تمرکزتان دست و پای دغدغه‌ها را غل و زنجیر کرده و لذت و آرامشی شگرف برایتان به ارمغان می‌آورد.
  • افزایش قوه تصور
   همه‌ی ما با عباراتی که روزمره به کار می‌بریم زندگی می‌کنیم. چه آن‌هایی که ملموسند و به عینه قابل مشاهده و چه آن‌هایی که دور از دسترسند و حتی وجود خارجی ندارند. اما این مفاهیم چگونه نقشی در اذهان و افکار ما می‌سازند. آیا به خودی خود ایجاد می‌شوند؟ طرح مشخصی دارند؟ جواب منفی است. به عنوان مثال برای یکی کوه قاف ممکن است یادآور تعالی و وحدت وجود باشد و برای دیگری فقط کوهی در دوردست‌ها.
   با مطالعه آثار بسیاری از نویسندگان، در دنیایی قدم می‌گذاریم که تصورات و تجسمات ما را به بازی گرفته و به طرزی ناخودآگاه تقویت می‌کند. اولین و آخرین نتیجه آن، لذتی است که نصیب خودمان می‌شود. اگر شک دارید همین حالا دست به کار شوید...!
  • افزایش میزان حافظه
   بسیارند افرادی که حتی قادر نیستند نام، نشانی و حتی شماره تلفنی را به خاطره بسپارند. آیا آنان صرفاً این گونه‌اند یا قدری تنبل؟ من که می‌گویم ترکیبی از این شاید صحیحتر باشد اما باز هم تنبلی می‌چربد. کتابی را بردارید. داستان را دنبال کنید. شخصیت‌ها را به خاطر بسپارید. پیش‌بینی کنید و دست آخر حافظه‌ای که عبارات طویل را ذخیره می‌کند تحویل بگیرید.
  • کشف و اصلاح خود
   همه‌ی ما در خلوت با «خود»، احساس می‌کنیم که نفر دیگری هم حضور دارد. هر چه بیشتر دقیق می‌شویم، کمتر می‌شناسیمش. اگر آن را «ناخود» بنامیم درمی‌یابیم که هیچ شناختی از خود واقعیمان نداریم. درمی‌یابیم که چقدر هراس‌آور است، تنها بودن و خلوت کردن با کسی که فکر می‌کنی خودت هست اما نیست و درمی‌یابیم که... .
   این امر زمانی که کتابی را می‌گشاییم و شخصیت‌ها را ورق زده و لباس آنان را بر تن می‌کنیم، ملموس‌تر است. در مقام مقایسه، به عیوب خود پی می‌بریم و با یاری گرفتن از تفکری رو به رشد، به اصلاح و بهبود آن می‌پردازیم. بیشمارند افرادی که با جمله‌ای، مسیر زندگیشان تغییر کرده و قدم در راه بی‌انتهای تعالی گذاشته‌اند.

در باب ادبیات

۷۶۴ بازديد
شاید نخست تعریف ادبیات ساده جلوه کند، اما با کمی ژرف‌نگری، روشن می‌شود که امری مخاطره‌آمیز است. بسیاری از مخاطبان ادبیات، حتی معلمان، مقوله ادبیات را با پژوهش‌های ادبی، یکی می‌دانند. در حالی که «یکی هنر است و آفرینندگی و آن دیگری، هر چند، دانش به معنای اخص آن نیست، شاخه‌ای از معارف انسانی است.» به دیوان کوچک غزلیات حافظ شیرازی نگاه می‌کنیم. این مجموعه دل‌انگیز بیش از چند صد غزل ندارد اما آنچه درباره‌ی آن نوشته‌اند، به سختی قابل فهرست کردن است. به بیان دیگر از مجموعه کتاب‌شناسی حافظ و کتاب‌هایی که درباره‌ی او نوشته‌اند، می‌توان کتابخانه‌ای بزرگ ترتیب داد.
    برخی از معلمان ادبیات و استادان عالی رتبه‌ی دانشکده‌ی ادبیات را می‌بینیم که شاعران جوان را به باد استهزاء و ریشخند می‌گیرند. برای این افراد همه چیز در گذشته‌های دور پایان یافته است، و مثلاً ممکن نیست در روزگار او استعاره مُصرَّحه پیدا شود و باید این صنعت را در اشعار حافظ و صائب یافت. این کج‌اندیشی از آنجا ناشی می‌شود که آنان به درستی نمی‌دانند ادبیات چیست؟ به بیان بسیار ساده و ابتدایی می‌توان گفت: ادبیات آن قسمت از هنر است که در محدوده‌ی زبان، آفریده می‌شود. از آنجا که کلمه‌ی هنر را آورده‌ایم، پس باید عنصر خیال در آن، وجود داشته باشد.
    ارسطو در کتاب بوطیقا (فن شعر)، بعد از توضیح درباره‌ی نوازندگی و رقص می‌گوید:...

دانلود متن کامل مقاله: در باب ادبیات